بازهم از حرفهایی ک توی ذهنم میچرخه میخوام برات بنویسم.
داشتم باخودم فکر میکردم مگه کوهنوردی فقط به صعود یک قلس، صعود یک قله سخت ایران مثل علم، سبلان یا دماوند مگه میشه با دوبار صعود کردن اینا بگم کوهنوردم،
مگه کوهنوردی به کسب شهرت و نام جلاله اونم توی مدت زمان کم، اوایل ب خیلی ها حسودیم میشد خب هنوز نیومده دماوند و علم و رغز رو رفته بود، حالایم ک سبلان…
ولی حالا اصلا بهش حسودیم نمیشه. چون نمیخوام ی ادم احمق و از خود متشکر بار بیام که هیچیم نمیدونه، بنظرم آدم پر باشه و ساکت باشه بهتره.
مگه صعود صعود و فقط صعود میتونه ادمو کوه نورد کنه؟اینا نسل کوهنوردیو ب باد میدن… نسل کوهنورد، فهم و شعور و قلب و دل کوهنوردو. اخلاقش رو، بعدم میان یکسری شعارهای مزخرفیو پراکنده میکنن، کوهنورد یه لقمه نون داره دووجب رو، یا یک همنوردی ک هرجا پا میزاشت میگفت کوهنورد نامرده. من احمق ساده ام فکر میکردم اون چقد مرده. حالایم همه تکرار میکنن دنبالشون، کوهنورده نامرده، هرجا بهم نارو میزنن میگن کوهنورد نامرده،بنظرشون هم دلیل خوبی میارن.
اگر همو هل میدن و زیراب همو میزنن، خب طبیعیه کوهنورد نامرده!!!!! کوهنوردیمون شده فکر صعود دماوند و سبلان و علم.
من اینا رو رفتم ۲۰ سالم تجربه صعود دارم، پس من کوهنوردم.
نمی خوام بیست سال صعود کننده باشم. اما اندازه ی الاغ معرفت و مرام نداشته باشم، عین طبیعت عین کوه، ساده نباشم.
نمیخوام ب این هوا برم بالا که بعد جلو بقیه فخر بفروشم. میخوام تاهرجا رفتم باعث مباهات خودم باشم.
مثل این کاریزان، وقتی اومدم پایین خب ما ۱۵ ، ۲۰ متری قله برگشتیم.
خیلی ها از همنوردها بهمون خندیدن، ولی برای من عالی بود. چون خیلی چیزا یاد گرفته بودم.معنی همنوردیو یاد گرفتم،
تصمیم گیری ب نفع تمام گروهو یاد گرفتم،سرپرست میتونست مارو ب زور بکشه ببره، ولی نکرد اینکارو.
حتی من یه مسیر دست ب سنگو شروع کرده بودم. ولی برگشتم. فهمیدم تو شرایط سختم، حدااقل سخت تراز سایر شرایط و سخت تر از اونچه ک تاالان تجربه کردم،
میتونم خودمو کنترل کنم و اعصاب گروهو بهم نریزم. فهمیدم قوی تر از قبل شدم، اینا خیلی دلچسب بود، کنارش چشم اندازهای زیبا هم بود ک همیشه منو دیوونه خودش میکنه میکنه، خستگی بدنم از همش دلچسب تر بود ولی بازم برای همنوردام ب روی خودم نمیاوردم و میخندیدم.
حتی یه جاهایی اروم واسه خودم اوازم میخوندم.حالا اینا بااهمیت ترن یا صعود و یه لذت آنی؟
قلب من لذت برد.
این از همه چیز برای من با ارزش تره. بعدم اوای سکوت طبیعت توی برگشتنا، چون شش نفربودیم و مجبور بودیم مسیرو سریع بریم ک ب تاریکی نخوریم.
خیلی لذت بخش بود….!
قلب من لذت برد
بام نیوز: داشتم باخودم فکر میکردم مگه کوهنوردی فقط به صعود یک قلس، صعود یک قله سخت ایران مثل علم، سبلان یا دماوند مگه میشه با دوبار صعود کردن اینا بگم کوهنوردم...
لینک کوتاه : https://www.bamnews.ir/?p=42769
- نویسنده : نیلوفر سنگتراش
- ارسال توسط : تحریریه بام
















