میدانم باورتان نمی شود ، اما وقتی قرار باشد عدّه ای به هر قیمتی ، عکسی با تابلوی فلان قله داشته باشند ، و توان رفتن در آنها نباشد ، این وظیفه تابلوی قله است که به سوی آنها بیاید ، و برای صعودی نیمه کاره ، افتخار عکسی بیادماندنی را به ایشان بدهد !
اینکه یک قله دارای تابلو باشد یا نه ، محل اختلاف بین دوستداران محیط زیست ، و گروهی از کوهنوردان است .
عدهای میگویند ؛ چه فرق می کند که شما به قله ای بروید ، و تابلو داشته باشد یا خیر . و گروه دیگر میگویند ؛ تابلو را نصب میکنند که نشانه باشد .
تعدادی دیگر پا را فراتر میگذارند و میگویند ؛ مگر اورست و K2 و قلههای در این تراز ، تابلو دارند ، که یک عده افتاده اند به دنبال ساخت و نصب تابلو برای هر کوه و تپه ای در کشور …!؟
و اما عدّه بسیاری هم میگویند ؛ پس چطور ثابت کنیم که به فلان قله رفتهایم !!؟
با این ادعای آخر ، نوشتار ما شکل تازهای میگیرد ، « چطور ثابت کنیم که به چه کوهی رفتهایم ؟ »
سالها پیش از آنکه کوهنوردی به این رویۂ تازه نباشد ، نگرش کوهنوردان به کوهنوردی چیز دیگری بود ، تزکیۂ نفس و دریافت آرامش از کوهستان ، بدون هیچ خواسته دیگر .
اما در این دوره عجیب و غریب ، همه ما به دنبال ثبت تصاویری هستیم که اثبات کنیم به فلان قله صعود کردهایم .که در نگاه نخست چیز بدی نیست ، اما گاهی تابلوها پا در میآورند ، و خسته از ارتفاع ، به چند صد متر پایین تر می آیند تا کسی یا عدهای را در آغوش بگیرند ، و زارزار بگریند و عکسی به یادگار ثبت شود .
میدانم باورتان نمیشود ، اما گاهی تابلوها محل جنگ بین افراد محلی و کوهنوردان و گاهی قربانی تقسیمات کشوری و استانی ، و گاهی محل تسویه حسابهای مدیران جاه طلب شهرهای” پای کار ” همان قله میشوند .
باورش سخت نیست ، ولی وقتی قرار باشد فلان قله را در حین گذر از شهر شما بالا بروند ، دیگر به شهر آنسوی کوه اجازه نمیدهید تابلو قله را با نام شهر خودش مزین کند .
شما تابلو می سازید و نصب میکنید ، فردای همان روز تابلو شما سر به نیست میشود ، و تابلوی مردمان آنسوی قله سر از زمین درمیآورد !!
هفته بعد شما خودتان ارّه و تیشه میبرید و همان بلائی را که بر سر ادعای شما آورده اند ، بر سرشان خواهید آورد .
باورتان نمی شود ، میدانم …
اما طرح_سیمرغ را که ابداع فرمودند ، خودش بلای جان تابلوها شد !! بالاخره این همه عاشق سینه چاک مرغ افسانه ای ، باید با تابلو “قله های ۳۱ گانه” عکس داشته باشند ، وگرنه یک سیخ پاچین از رستوران سر کوچه هم به ایشان نمیدهند ، چه برسد به یک ورق کاغذ ممهور به مهر آقایان ، و پلاک فلزی نشان سیمرغ که در بازار امین الدوله سنّار نمیارزد .
سیمرغیانی که به “بام استان همدان” رفتند و طرح شان تمام شد ، حالا کاشی به عمل آمده که قله “کوه بره” ۲۷ متر بلندتر از قله “یخچال” است !؟ حالا با این منوال عکس با قله را چکار کنند ؟
لذا همین چند روز پیش گفتند بیائید تابلو قله را از ریشه بکنیم و خلاص . چه معنی دارد ما را مسخره خودتان کردید و قله ها را جابجا می کنید !
خلاصه جنگ بین قله ها را همه فهمیده اند ، مثال میزنم : همین قلۂ سرسخت “کولجنو” ، هر هیأتی که از هر شهری میرود ، یک تابلو کنار تابلوی قبلی میکارد !
تصور میشود ، نکند این قله با عظمت ، بچۂ سر راهی ست که همه میخواهند صاحبش باشند ، و برایش شناسنامه میسازند .
به گمانم دعوا سر لحاف ملّا ست….
این نوشتار ادامه دارد ….
















