10

هر کس از رفتن به کوه و طبیعت هدفی یا بهتر بگویم آرمانی دارد

  • کد خبر : 21277
  • ۰۸ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۰:۰۴
هر کس از رفتن به کوه و طبیعت هدفی یا بهتر بگویم آرمانی دارد

به گزارش خبرنگار بام نیوز و به نقل از نشریه کوهنوردی اوج : من به کوه می روم تا روابط اجتماعی خود را با دوستانم در کوه تقویت کنم و مردم جوامع صنعتی باید به دشت و کوه بروند تا لختی بیاسایند. جوابی که کوهنورد برجسته بریتانیا “گریش بانینگتون به این سئوال داده است. چرا […]

به گزارش خبرنگار بام نیوز و به نقل از نشریه کوهنوردی اوج : من به کوه می روم تا روابط اجتماعی خود را با دوستانم در کوه تقویت کنم و مردم جوامع صنعتی باید به دشت و کوه بروند تا لختی بیاسایند.

جوابی که کوهنورد برجسته بریتانیا “گریش بانینگتون به این سئوال داده است.

چرا به کوه میروید؟

دوستی میگفت : به کوه میروم تا به خویشتن خویش برسم.

و همنوردی می گفت : به کوه میروم تا بیاموزم چگونه در کنار یکدیگر بودن را، به کوه میروم تا چگونه اندیشیدن را و تکامل یابم و خود را برای تحقق بخشیدن به اهداف مترقی و انسانی جامعه بسازم.

برداری می گفت : به کوه میروم تا خدای خود را بهتر بشناسم، به کوه میروم تا دریابم چگونه به بهترین وجه در خدمت همنوع خود باشم….

 

و خواهری می گفت : من بهتر می توانم به سئوال ” چرا به کوه نمی روید؟ ” پاسخ بدهم، چه فرقی می کند این هم ادای مطلب است به روشی دیگر.

 

من به کوه نمی روم نه بخاطر اینکه به کوهنوردی علاقه ای ندارم، برعکس خیلی هم علاقمندم و نه به این خاطر که ناتوانم، چون آمادگی لازم برای این ورزش دارم.

من بخاطر یک مشکل خانوادگی، یا بهتر بگویم، عقب ماندگی فرهنگی و اجتماعی از کوهنوردی محرومم، شاید هم این مشکل من تنها نباشد….

 

یکی میگفت : راستش تا حالا به آن فکر نکرده ام، درست است که کوه رفتن مثل غذا خوردن نیست که بگویم ” چرا ندارد ” ولی مثل خیلی کارهای دیگر، مثل ورزش کردن، مثل کتاب خواندن، مثل نقاشی گشیدن یا سینما رفتن، من هم به کوه میزنم، لابد در آن آرامشی و معنویتی نصیبم میشود.

لابد بهره ای به من میرساند و چیزی به من می افزاید، مهم این است که پس از کوهنوردی همراه با خستگی، نوعی رضایت خاطر از خود احساس میکنم، انگار سبک شده ام، گویی گرفتاریهای یک هفته در فراز و فرود کوه از دوشم تکیده است.

گویی آب زلال چشمه ساران و جویبارها غم و اندوه را از جانم شسته است.

 

من بهترین لحظه های آرامش و فکر کردن و حتی خیال پردازی را در سکوت کوهستان زیر تک درختی یا پای چشمه ساری یا سایه صخره ایی داشته ام.

و پر غرور ترین لحظه هایم زمانی بوده که بالای قله دیده ام که بر بام زمین ایستاده ام و بالاتر از من حتی پرنده ای نیست.

و تنها آبی آسمان است و شهر گم شده است و من میتوانم باز به خانه برگردم ، با سینه ای پر از هوای پاک و “خاطره ای پر از منظره های دلکش و نغمه های دلنشین پرنده و دود !! “.

و اما نوشته ام را با گفته آقای گریش بانینگتون به پایان میبرم :

من خودم فکر میکنم به این لحاظ به کوه میروم که مهمترین لذت و هیجان انگیزترین لحظات در کوهستان بودن است، رفتن و بودن در کوهستان در مشکل ترین و سخت ترین شرایط ، در کنار کسانی که دوست شما هستند ، بسیار لذت بخش است.

لینک کوتاه : https://www.bamnews.ir/?p=21277

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.