بي تو هميشه
كوه مرا تشنه ميكند
سنگين تر است از نفس
من هوای كوه
حس ميكنم كه له شده ام
زير پای كوه
بي تو هميشه كوه
مرا تشنه ميكند
فرق است در زلال تو
و چشمه های كوه
در دره اي كه عطر ت
از آن گذشته است
اين هق هق من است
يا های های كوه؟
سنگ است و با تلنگر
غم خرد ميشود
اين شعر را چگونه
بخوانم برای كوه
پژواك اگر نميشنوی
زخمه ای بزن
بغض مرا٬ كه قفل زده
بر صدای كوه
از قله ام بخوان كه
مرا باز بشنوی
از هر كجای دره و
از هر كجای كوه
















