پایگاه خبری بام | موقعیت جغرافیایی ایران، بهعنوان پلی میان آسیای میانه، خلیج فارس، قفقاز، شبهقاره هند و آسیای شرقی، جایگاهی راهبردی در اتصال اقتصادهای بزرگ قاره آسیا فراهم کرده است. دادههای منتشرشده توسط کمیسیون اقتصادی و اجتماعی آسیا و اقیانوسیه سازمان ملل (UNESCAP) نشان میدهد که ایران، از نظر تعداد مسیرهای همگرا و نقاط اتصال لجستیکی، در میان ده کشور اول آسیا قرار دارد.
در حال حاضر، ایران در مسیر دستکم سه کریدور بینالمللی رسمی قرار گرفته است:
کریدور شمال–جنوب (INSTC) که بنادر هند را از طریق بندر چابهار و مسیر ریلی–جادهای ایران به بندر آستارا و در نهایت به روسیه و اروپا متصل میکند.
کریدور شرق–غرب (ECO Transit) که چین را از طریق آسیای مرکزی به ترکیه و اروپا متصل میسازد و ایران نقش گذرگاهی کلیدی در این مسیر دارد.
کریدور چین–قزاقستان–ایران که بخشی از پروژه کمربند و راه (BRI) چین است و از مسیر مرز اینچهبرون وارد ایران میشود و از طریق بندرعباس به مسیر دریایی متصل میگردد.
طبق گزارش اخیر UNCTAD (کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل)، زمان انتقال کالا در مسیر INSTC نسبت به مسیر سنتی کانال سوئز، بین ۲۰ تا ۳۰ درصد کمتر است و هزینه ترانزیت نیز تا ۲۵ درصد کاهش مییابد. این مزیت زمانی و مالی، نقش ایران را بهعنوان گره لجستیکی منطقه، از نگاه کشورهای عضو، بیش از پیش پراهمیت کرده است.
از منظر ظرفیت زیرساختی، ایران دارای سه منطقه آزاد عمده در حاشیه دریا (چابهار، قشم، بندر انزلی)، ۱۱ بندر اصلی تجاری، بیش از ۱۳ هزار کیلومتر شبکه ریلی و اتصال فعال با پنج کشور از طریق مرزهای زمینی است. با این حال، بخش عمدهای از این ظرفیتها هنوز با موانع اجرایی، عدم سرمایهگذاری خارجی و بروکراسی گمرکی مواجه است.
فراتر از ابعاد اقتصادی، برخی تحلیلهای ژئوپلیتیک نشان میدهد که مشارکت فعال ایران در شبکه کریدورهای بینالمللی، بر نقش بازدارندگی غیرمستقیم در مواجهههای سیاسی و امنیتی نیز تأثیرگذار است. در گزارش سال ۲۰۲۴ «مرکز حملونقل بینالمللی» (ITF)، آمده است که حضور کشورها در گذرگاههای استراتژیک بینالمللی، موجب درهمتنیدگی منافع تجاری سایر کشورها با ثبات داخلی آن کشور میزبان میشود. این موضوع در خصوص ایران و کریدور INSTC بهصورت صریح ذکر شده است.
با وجود این پتانسیل، برخی کارشناسان توسعه منطقهای معتقدند تمرکز اقتصادی کشور همچنان معطوف به صادرات نفت و مشتقات آن باقی مانده است. به اعتقاد آنها، مزیت واقعی ایران در دهه آینده نه در تولید انرژی، بلکه در جایگاه لجستیکی آن در زنجیره تأمین جهانی خواهد بود؛ بهویژه با رشد تجارت اوراسیا و جنوب آسیا.
در حال حاضر کشورهایی چون چین، هند، روسیه، قزاقستان و آذربایجان سرمایهگذاریهایی در کریدورهای عبوری از ایران آغاز کردهاند، اما تثبیت جایگاه ایران در این مسیرها نیازمند اصلاحات گمرکی، توسعه زیرساختهای بندری، و ارتقاء حملونقل چندوجهی (Multimodal Transport) است. بدون تکمیل این حلقهها، ایران از یک کشور عبوری بالقوه، بهراحتی به یک مسیر جایگزین از سوی رقبا تبدیل میشود.















