1

گزارش صعود به قله قاش مستان – دنا

  • کد خبر : 17157
  • ۱۷ دی ۱۳۹۹ - ۲۰:۱۶
گزارش صعود به قله قاش مستان – دنا
گزارش صعود به قله قاش مستان – دنا

بسم الله الرحمن الرحیم

عنوان برنامه: صعود به قله قاش مستان

ارتفاع: ۴۴۵۰ متر

منطقه: ارتفاعات دنا از سمت روستای خفر

زمان: ۲۴ تا ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳

سطح: کوهنوردی سنگین

تعداد افراد: ۵ نفر سلام همنورد + ۹ نفر گروه طبیعت گرد

معرفی:

قله قاش مستان بلندترین قله رشته کوه زاگرس در بین قلل دنا می باشد. و در میان ده قله مرتفع ایران جایی دارد. رشته کوه دنا در مرز استان های اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد و فارس قرار دارد که به نقلی بیش از ۴۰ قله بالای ۴۰۰۰ متر را در دل خود داراست که این نیز در بین کوه های ایران تعداد قابل توجهی محسوب می شود. رشته مرکزی دنا که قله قاش مستان در آن قرار دارد بیش ۱۸ قله بالای ۴۰۰۰ متر دارد که مسیر آن از روستای خفر به سمت گردنه بیژن می باشد و کوهنوردان بسیاری را به سمت خود میکشد. طبیعت این منطقه سردسیر، بیشتر ایام دارای برف در ارتفاعات، و رودخانه های خروشان در پایین دست است و تنوع جانوری از پرندگان شکاری و حیوانات وحشی تا انواع شکارها باعث شده که منطقه حفاظت شده دنا حیات وحش جالبی را در برگیرد. راه دسترسی از اصفهان به سمت شهرضا و سمیرم و سپس روستای حنا و خفر می باشد.

گزارش برنامه:

این برنامه به صورت صعود مشترک با گروهی از اصفهان برنامه ریزی شد و با توجه به سنگین و جدی بودن شرایط آن، افراد شرکت کننده از طرف گروه سلام همنورد با صلاحدید سرپرست بنا به سابقه و آمادگی و داشتن تجهیزات گزینش شدند.

بعد از ظهر روز چهارشنبه دوستان با ماشین شخصی آقای دلنوا از تهران حرکت کردند و با قرار در قم و اصفهان ۵ نفر ظرفیت ماشین تکمیل شد و به دنبال گروهی از دوستان اصفهان به سمت جاده شهرضا و سمیرم راهی شدیم و پس از گذر از سمیرم به سمت حنا و سپس وارد جاده مارپیچ کوهستانی به سمت روستای خفر در دامنه دنا شدیم. با وجود تاریکی هوا از دور قلل پوشیده در برف ابهت خود را نمایان میکردند تا اینکه اواخر شب به محل اسکان خانه کوهنوردان برج آسمان در روستا رسیدیم. به صورت مختصر جلسه معارفه ای با دوستان داشتیم و قرارهایی پیرامون صعود روز بعد گذاشته شد. دیر وقت بود و بعد از خوردن شام حدود ساعت ۲ در کیسه خواب ها خفتیم.

صبح روز پنجشنبه بعد از خواندن نماز حدود ساعت ۶:۴۵ گروه آماده حرکت شد و از کنار باغات روستا گذشتیم تا از کنار لوله و مسیر آب سمت راست دره ادامه مسیر دادیم. راه پاکوب و طولانی بود که البته انتهای آن در تغییر جهت و گذر از رودخانه پاکوب چندان نمایان نبود و نزدیک به جانپناه بودیم که تا رسیدن به گردنه بالای دره در ارتفاع ۳۰۰۰ متری دیده نمیشد. تقریبا ساعت ۹:۱۵ بود که در کنار جانپناه در هوایی صاف و آفتابی برای خوردن صبحانه توقف کردیم.

پس از سه ربع با گرفتن چند عکس ساعت ۱۰ از جانپناه به روی یال حرکت کردیم و پس از ساعتی بالا رفتن از شیب زیگزاگ استراحت داشتیم و چند نفری تصمیم گرفتند برگردند. ادامه مسیر را میبایست به ناچار از یخچال بزرگ سمت راست داخل دره ادامه میدادیم و تلاشمان برای دور زدن آن بی فایده بود. لذا پایین رفتیم و گتر و یخ شکن ها را به پا کردیم. گروه در یک صف با برفکوبی سرقدم مسیر مارپیچ را در پهنه عظیم برف به سرعت بالا میرفت. مسافت زیادی بود که زمان زیادی می طلبید. در ساعت ۱۳ به قسمتی سنگی و بدون برف رسیدیم که برای توقف مناسب بود. پس از دقایقی استراحت مسیر صخره ای را گاهی با دست به سنگ شدن طی کردیم به امید اینکه کمتر در برف قدم بگذاریم ولی باز میبایست مسیر برفی را میپیمودیم. برطبق قرار قبلی که قبلا سرپرست گروه گفته بود درصورت کم آوردن زمان میبایست در ساعت ۱۵ تا هر جا که رفتیم برگردیم و اینجا در ارتفاع حدود ۳۷۰۰ متر زمان و مسافت زیادی تا قله باقی بود که برگشت را به تاریکی هوا میرساند. معمول این است که این مسیر ۱٫۵ روزه صعود میشود و در جانپناه کمپ میزنند.

با صحبتی که آقای دلنوا با سرپرست کردند با توجه به اینکه از تهران به امید قله آمدیم و برای برگشت پیش از تاریکی تدابیر و آمادگی هایی پیش بینی شده بود مسئولیت ادامه راه را به عهده گرفتند و با راهنمایی سرپرست درباره باقیمانده مسیر توجیه شدند. در ساعت ۱۴:۴۵ گروه همراه با تصمیمی منطقی راه برگشت را در پیش گرفت و ما با تصمیمی ماجراجویانه مسیر را ادامه دادیم به سمت گردنه بزرگ کنار قله مورگل که در سمت راست قرار داشت و قاش مستان در سمت چپ و تصور من آن بود که آنچه در سمت چپ می بینیم قله است بعدتر گمان کردیم که قله قبله باشد که اشتباه میکردیم و اما قله قاش مستان در پشت آن در انتظار بود. از ارتفاع ۴۰۰۰ متری پایین گردنه تا گذر از گودال پشت آن و در طرف دیگر که ۴۲۰۰ بود، گاهی باد سردی در خلاف جهت به وزیدن میگرفت که ذرات یخ را با سرعت به صورت میزد و بعضا مجبور به توقف میکرد. هوا ابری بود و شرایط سخت شده بود. زمین برفی، هوای رقیق و سایه ابرها و زمان کم، هولی در دل می انداخت که با ذکر آرام میگرفت. در نهایت دوستان گروه با استقامت در ساعت ۱۷ به کنار سنگچین روی قله رسیدند و قلل دنا را در اطراف خود پایین تر یافتند.

اکنون دغدغه بازگشت بود که نگرانی بابت شرایط جوی و تاریکی هوا قدم ها را تند میکرد و از بالای گردنه تصمیم گرفتیم با سُر خوردن در شیب برفی زودتر به ارتفاع پایین برسیم و چنین کردیم تا مسیر چند ساعته رفت را، از قله تا جانپناه در کمتر از ۲ ساعت پیمودیم و پیش از غروب توانستیم نماز را در جانپناه بخوانیم و به دوستان پایین وضعیت خود را اطلاع دهیم. باد تندی در آنجا می وزید و ما در جانپناه غذایی گرم کرده و به عنوان ناهار خوردیم.

پس از این استراحت ادامه مسیر را که هموار و بدون برف بود در تاریکی شب با هدلامپ های روشن و چاقو در جیب به انتظار خرس راهی شدیم! ابتدا در تاریکی مسیری غیر از مسیر آمدن را میرفتیم. داخل دره برف چال بود و تکه های بزرگ برف با ارتفاع چندین متر مسیر قابل اعتمادی برای عبور نبود. بالاخره به کمک جی پی اس موقعیت و جهت مناسب را پیدا کرده و راه پاکوب را یافتیم. مسیری طولانی زیر نم نم ریز باران که نوازشگر بود، و رعد و برق ابرهای آن، بر سر قله فریاد میزد. بالاخره پس از بیش از ۲ ساعت، چراغ های روستا را از دور دیدیم و از کنار باغات گذشتیم و نزدیکتر که شدیم صدای سگ های محلی را میشنیدیم. ساعت حدود ۱۱ بود که به محل اسکان خانه کوهنوردان برج آسمان به میان دوستان در انتظار بازگشتیم. آب حمام را گرم کرده بودند که خستگی را از تن بشوییم اما فشار آب یاری نکرد و با شستن سر جانی تازه کردیم و شام صعود را خوردیم و در کیسه خوابمان خُسبیدیم.

صبح جمعه در ده به دنبال نان و لبنیات محلی بودیم ولی یافت نشد. فهمیدیم که خفر نانوایی ندارند! به هر حال دوستان دلشان نیامد دست خالی بروند پس پونه های اطراف را غنیمت دانسته و کیسه ها را پر کردند تا بوی خوشش فضای ماشین را معطر دارد. با توجه به راه دراز تا تهران زودتر از دوستان میزبان خداحافظی کردیم و به جاده زدیم هر چه فاصله میگرفتیم هیبت کوه های دنا ما را بیشتر جذب میکرد و ترمزی میکردیم برای گرفتن عکس هایی که تا این لحظه به دستمان نرسیده. ادامه دادیم تا در مسیر صبحانه خوریم لاکن در سمیرم سراغ از کله پزی گرفتیم اما شنیدیم این شهر کله پزی ندارد به ناچار به قهوه خانه ای پناه بردیم و نیمرو با چاشنی بوی قلیان و گزارش کشتی جام جهانی داشتیم. بعد هم خرید کشک و قارا و خوردن چند لیوان دوغ! سیب معروف سمیرم هم ماند برای فصلش. دیگه این ها حاشیه است و بهتره گزارش را در همینجا تمام کنم و حاشیه ها را جدا بنویسم. در نهایت دوستان به سلامتی رسیدند به خونه هاشون…

حاشیه:

  • تاخیر در انتشار گزارش به دلیل نرسیدن عکس های زیبای منطقه بود که انتظار بیش از این جایز دانسته نشد و فعلا به چند عکس که با گوشی گرفته شده اکتفا شد تا بعد تکمیل گردد انشاالله.
  • جا داره از مهمان نوازی دوستان اصفهانی تشکر کنم به ویژه پسرخاله ام که سرپرستی برنامه را به عهده داشت.
  • خانه کوهنوردان برج آسمان به همت حاج آقای حجاریان از کوهنوردان پیشکسوت و نام آشنای اصفهان راه اندازی و تجهیز شده که امکانات آن را سخاوتمندانه در اختیار کوهنوردان قرار میدهند. نکته جالب علاوه بر اتاق های متعدد، دیواره ای تمرینی است که در حیاط تعبیه شده. از ایشان هم که با روی باز پذیرای ما بودند سپاسگزاریم.
  • یه فحش آبدار داریم برای یکی راننده متخلف با پلاک بروجن که شب هنگام در مسیر اصفهان به شهرضا با سبقت از سمت راست زد به ماشین و فرار کرد و خدا رحم کرد که منجر به واژگونی خودرو نشد.
  • خسته نباشید هم برای آقای دلنوا که بیشتر مسیر ۸ ساعت از تهران تا خفر را رانندگی کردند و از آن مهم تر بنزین سوزاندند و یه طرف ماشینشون گزیده شد.
  • خدا را شکر میکنیم که با خرس های قهوه ای منطقه به خصوص در شب طرف نشدیم. شواهدی از جمله رد پا و آثار دیگر آن ها در راه حکایت از حضورشان در آن نزدیکی داشت ولی جالب آن بود که مایه طنز و شوخیمان شده بود لذا همراهی با افراد این گروه به دلیل خطرات رفتاریشان پیشنهاد نمیشود.  البته جایی هم بگذارید برای اثرات ارتفاع که می تواند ناشی از آن باشد.
  • اتفاق جالبی در هنگام فتح قله روی داد و آن اینکه فشار به حدی بود که هیچکدام از دوستان نام قله قاش مستان را به یاد نمی آوردند…! جا داشت قله همانجا دهن باز میکرد و خودش را معرفی میکرد ولی اگه گروه را هم می بلعید حق داشت. در هر صورت به خیر گذشت…
  • لازم به توضیح است که برنامه اولیه ما برای صعود یک شب مانی در چادر داشت که با تغییر روبرو شد و صعود یک روزه انجام شد و به قول دوستان آلپاینی بود.
  • این صعود به تلافی لغو برنامه تفتان انجام گرفت که توانست جایگزین خوبی برای تخلیه انرژی و افزایش تجربه برای علاقه مندان گروه باشد. همچنین شناخت ما نسبت به ظرفیت منطقه ما را برای صعودهای مجدد در دنا تشویق کرد.
  • چند سالی هست که ایام البیض برنامه دیگه ای داشتم ولی امسال سر به کوه زدم. خدایا به دادمان برس!

خیریه:

در این برنامه نیز مانند برنامه های دیگر به ازای هر نفر مبلغی به خیریه اختصاص داده می شود که لینک موضوع و آن بعدا پس واریز در همین جا اعلام میگردد.

تصاویر:

لینک کوتاه : https://www.bamnews.ir/?p=17157
  • نویسنده : مائده اسماعیلی
  • ارسال توسط :
  • منبع : باشگاه کوهنوردی و دوچرخه سواری سلام همنورد

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.