0

گزارش صعود به قله دماوند – مرداد ماه ۸۹ دانشجویان دختر

  • کد خبر : 15254
  • ۰۵ دی ۱۳۹۹ - ۱۰:۳۳
گزارش صعود به قله دماوند - مرداد ماه 89 دانشجویان دختر

شته ورزشی : کوهنوردی دختران تعداد نفرات شرکت کننده : ۰۱ نفر
۸۹/۵/۰۰ لغایت ۸۹/۵/۰۱ : صعود زمان
مسئول هماهنگی : زهرا فتحاله رمضانی، اکرم السادات صفویمقدم
مسیر پیمایش : جاده هراز، پلور، رینه، جبهه جنوبی دماوند
گزارشگر : مهدیه رشیدی، زهرا فتحاله رمضانی
گزارش رویداد :
با استعانت از پروردگار ساعت ۵۱۰۱ صبح روز یکشنبه ۰۱/۵/۸۹ دختران دانشگاه شهید بهشتی روانه سفری ۳ روزه
به بام ایران شدند.
ساعت ۹ صبح پس از چند ماه انتظار طوالنی باالخره قله زیبای دماوند از میان ابرها جلوهگری میکرد و همه را به
شوق و وجد میآورد. ساعت ۰۵/۹ صبح بعلت ناهموار بودن جاده وسیله نقلیه را عوض کرده و سوار لندور شدیم.
ساعت ۰۱ در گوسفند سرای دامنه کوه و در حیاط مسجد صاحب الزمان صبحانه را صرف کرده و قمقمههایمان را از
چشمه گوارای دماوند پر کردیم. ساعت ۰۵ بارگاه سوم دماوند پذیرای ما بود. منطقه بسیار شلوغ بود. با تعدادی
توریست و کوهنورد آلمانی و ترک زبان هم سخن شدیم.
پس از سوزاندن حدود ۰۰۱۱ کیلوکالری طی ۵ ساعت کوهنوردی به استقبال ناهار رفتیم. ۴ نفر از همنوردان به بر پا
کردن چادرها پرداختند و ۶ نفر مابقی در پناهگاه بارگاه سوم به استراحت پرداختند. ساعت ۰۹ جهت هم هوایی گام
در پاکوب نهادیم. ساعت ۰۸ به اقامتگاه خود بازگشتیم. زمزمه تیمهایی که به دلیل شرایط نامساعد جوی از صعود
ناموفق خود گالیهمند بودند و بارش باران و تگرگ و رعد و برقهای پیدرپی رگههایی از ترس را در دل دختران
الهام میکرد اما به لطف خدا ساعت ۰ بامداد هوا آرام گرفت و به صعود امیدوار شدیم. ساعت ۴۱۰۱ دقیقه بامداد
دوشنبه ۰۰ مرداد در حالی که برفهای تازه، ارتفاعات دماوند را سفیدپوش کرده بود، گام در پاکوب نهادیم. گامها و
دم و بازدمها هر لحظه مهمتر میشد. احساس خواب آلودگی، سردرد، حالت تهوع از جمله حاالتی بود که با هر لحظه
غفلت نسبت به سیستم تنفسی میتوانست گریبان دماوندنوردان را بگیرد.
مرکز تربیت بدنی دانشگاه
تنفس، این پدیده شگفت که همچون ضربان قلب، پلک زدن و گردش خون، ازجمله شگفتیهای غیرارادی تن آدمی
است. همچنان که به کوه میزنید دردها، نارساییها و ناراحتیها نیز سر به کوه میگذارند. در کوهستان همه می-
خواهند طور دیگری باشند و این خواستن غیرارادی است این خاصیت کوه است که خواستن و خاستن را میطلبد.
گروه هر از گاهی با استراحتی کوتاه تجدید قوا میکرد. تقریباً هر یک ساعت کوهپیمایی ۰۱ دقیقه استراحت داشتیم
و با کوهنوردان وطنی و خارجی با مهربانی و صمیمیت ارتباط برقرار میکردیم گویی کوهها رسوالنی هستند که
فاصلههای بشریت را کم و کمتر میسازند. این استراحتها از ارتفاع ۵۳۱۱ در ازای هر ۰۱۱ متر افزایش ارتفاع به ۵
دقیقه استراحت افزایش یافت. آنچه در این فراز و فرود به اعضا گروه امید میبخشید شیفتگان کوهنوردی بودند که
از قارههای دیگر فارغ از سن و جنس و آئین به بزرگترین آتشفشان نیمه فعال آسیا دلبسته و با ما هموطن و همآیین
شده بودند.
“تو پای به راه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت”
در واپسین لحظههای پیش از صعود دو تن از همنوردان از کپسول اکسیژن استفاده کردند. شدت گاز گوگرد و جهت
وزش باد اجازه ادامه مسیر از جبهه جنوبی را نمیداد. با صالحدید سرپرست ادامه مسیر را از جبهه شمال شرقی
پیمودیم و در نهایت ساعت ۳۱/۰۰دقیقه بود که پس از تحمل بوی گوگرد، این آتش سر به مهرِ بلندترین قله میهن،
آرزوی دور و دراز دختران فتح شد.
“همی تاختی تا دماوند کوه کشان و دوان از پس اندر گروه”
دختران با همت، همدیگر را در آغوش کشیدند. قله در انحصار دختران دانشگاه درآمده بود. اینگونه بود که دماوند در
آن دم مسیحایی، دختران را در آغوش گرفت. پرچم دانشگاه بر بام ایران برافراشته شد. بام بهشت ایران دقایقی
میزبان گروه بود و با هوای خوبش از آنان پذیرایی میکرد اما تنهایی دماوند پایان ناپذیر بود. گروه دختران کوهنورد
همچون جملگی گروهها باید به بارگاه سوم برمیگشتند. ارتفاعزدگی در فرود بیشتر رخ میدهد. داد از فراموشی،
امان از عادت نفس کشیدن! سرقدم برای یادآوری دم و بازدمهای خودخواستهمان مدام تکرار میکرد۱
” یک قدم دم، یک قدم بازدم”
مرکز تربیت بدنی دانشگاه

لینک کوتاه : https://www.bamnews.ir/?p=15254

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.